In the hope of union, my very life, I’ll give up
As a bird of Paradise, this worldly trap I will hop.
In the hope of one day, being your worthy servant
Mastery of both worlds I’ll gladly drop.
May the cloud of guidance unload its rain
Before I am back to dust, into the air I rise up.
Beside my tomb bring minstrels and wine
My spirit will then dance to music and scent of the cup.
Show me your beauty, O graceful beloved of mine
To my life and the world, with ovation I put a stop.
Though I am old, tonight, hold me in your arms
In the morn, a youthful one, I’ll rise up.
On my deathbed give me a glimpse of your face
So like Hafiz, I too, will reach the top.
مژده وصل تو کو کز سر جان برخیزم
طایر قدسم و از دام جهان برخیزم
به ولای تو که گر بنده خویشم خوانی
از سر خواجگی کون و مکان برخیزم
یا رب از ابر هدایت برسان بارانی
پیشتر زان که چو گردی ز میان برخیزم
بر سر تربت من با می و مطرب بنشین
تا به بویت ز لحد رقص کنان برخیزم
خیز و بالا بنما ای بت شیرین حرکات
کز سر جان و جهان دست فشان برخیزم
گر چه پیرم تو شبی تنگ در آغوشم کش
تا سحرگه ز کنار تو جوان برخیزم
روز مرگم نفسی مهلت دیدار بده
تا چو حافظ ز سر جان و جهان برخیزم
Any fool can count the seeds in an apple. Only God can count all the apples in one seed. ~Robert H. Schuller
هر انسان ساده ای می تونه دانه های یک سیب را بشماره.تنها خداوند میتوانه سیب های یک دانه را بشماره
Every evening I turn my worries over to God. He’s going to be up all night anyway. ~Mary C. Crowley
هر شامگاه تمام نگرانيهام رو به خداوند مي سپارم.به هر حال اون قراره تمام شب رو بيدار باشه
God loves each of us as if there were only one of us. ~St. Augustine
خداوند هر یک از ما را قدری دوست دارد که گویی تنها یکی از ما وجود دارد
God understands our prayers even when we can’t find the words to say them. ~Author Unknown
خداوند نيايشهاي ما رو مي فهمه، حتي اگر نتونیم واژه های مناسبی برای بیان پیدا کنیم
What we are is God’s gift to us. What we become is our gift to God. ~Eleanor Powell
آنچه ما هستیم ،هدیه خدا به ماست.آنچه ما میشویم هدیه ما به خداست
Certain thoughts are prayers. There are moments when, whatever be the attitude of the body, the soul is on its knees. ~Victor Hugo
فکرهای خاص، دعا و ستایش هستند. لحظاتي هست که روح به زانو در مياد، مهم نيست که جسم در چه وضعيتي باشه
You can tell the size of your God by looking at the size of your worry list. The longer your list, the smaller your God. ~Author Unknown
میتوانی اندازه خدا را با اندازه نگرانیهایت تجسم کنی.هر چه نگرانی هایت بزرگتر باشد، خدا کوچکتر است
Maybe the atheist cannot find God for the same reason a thief cannot find a policeman. ~Author Unknown
یک کافر نمی تونه خدا رو پیدا کنه همانطور که یک دزد نمیتونه یک پلیس رو پیدا کنه
God: The most popular scapegoat for our sins. ~Mark Twain
خدا: معروفترین قربانی گناهان ما
But I always think that the best way to know God is to love many things. ~Vincent van Gogh
بهترین راه شناخت خدا اینه که عاشق خیلی چیزها باشیم
People see God every day, they just don’t recognize him. ~Pearl Bailey
مردم خدا رو هر روز می بینن ،اونها فقط اونو تشخیص نمیدن(نشانه های خدا در همه جا هست)
How tired God must be of guilt and loneliness, for that is all we ever bring to Him. ~Mignon McLaughlin, The Neurotic’s Notebook, 1960
خدا باید خیلی از گناهان و تنهایی ها خسته باشه ،چرا که این، تنها چیزیه که ما به او میدیم
Let God’s promises shine on your problems. ~Corrie Ten Boom
اجازه بده وعده های خدا به مشکلاتت بتابه- در مشکلات به خداوند توکل کن
God is not a cosmic bellboy for whom we can press a button to get things done. ~Harry Emerson Fosdick
خداوند یک پیشخدمت بزرگ نیست که ما با فشار دکمه ازش بخواهیم کارها رو انجام بده
The feeling remains that God is on the journey, too. ~Teresa of Avila
این احساس وجود داره که خداوند نیز در سفر است- یعنی با سفر خدا رو میشناسیم
“MOTHER,”
A word that means the world to me.
A woman had 3 girls.
خانمی سه دختر داشت.
One day she decides to test her sons-in-law.
یک روز او تصمیم گرفت دامادهایش را تست کند.
She invites the first one for a stroll by the lake shore ,purposely falls in and pretents to be drowing.
او داماد اولش را به کنار دریاچه دعوت کرد و عمدا تو آب افتاد و وانمود به غرق شدن کرد.
Without any hestination,the son-in-law jumps in and saves her.
بدون هیچ تاخیری داماد تو آب پرید و مادرزنش را نجات داد.
The next morning,he finds a brand new car in his driveway with this message on the windshield.
صبح روز بعد او یک ماشین نو "براند "را در پارکینگش پیدا کرد با این پیام در شیشهءجلویی.
Thank you !your mother-in-law who loves you!
متشکرم !از طرف مادر زنت کسی که تورا دوست دارد!
A few days later,the lady does the same thing with the second son-in-law.
بعد از چند روز خانم همین کار را با داماد دومش کرد.
He jumps in the water and saves her also.
او هم به آب پرید و مادرزنش را نجات داد.
She offers him a new car with the same message on the windshield.
او یک ماشین نو" براند "با این پیام بهش تقدیم کرد.
Thank you! your mother-in-law who loves you!
متشکرم!مادرزنت کسی که تو را دوست دارد!
Afew days later ,she does the same thing again with the third son-in-law.
بعد از چند روز او همین کار را با داماد سومش کرد.
While she is drowning,the son-in-law looks at her without moving an inch and thinks:
زمانیکه او غرق می شد دامادش او را نگاه می کرد بدون اینکه حتی یک اینچ تکان بخورد و به این فکر می کرد که:
Finally,it,s about time that this old witch dies!
بالاخره وقتش ر سیده که این پیرزن عجوزه بمیرد!
The next morning ,he receives a brand new car with this message .
صبح روز بعد او یک ماشین نو" براند" با این پیام دریافت کرد.
Thank you! Your father-in-law.
متشکرم! پدر زنت!!
|
ژرالدين دخترم:
اسمش يادته؟ چارلی " . آره من چارلی هستم . من دلقک پيری بيش نيستم. امروز نوبت تو است. برقص من با آن شلوار گشاد پاره پاره رقصیدم ٬ و تو در جامه حریر شاهزادگان می رقصی . این رقص ها ٬ و بیشتر از آن ٬ صدای کف زدنهای تماشاگران ٬ گاه تو را به آسمان ها خواهد برد. برو . آنجا برو اما گاهی نیز بروی زمین بیا ٬ و زندگی مردمان را تماشا کن زندگی آن رقاصگان دوره گرد کوچه های تاریک را ٬ که با شکم گرسنه میرقصند و با پاهایی که از بینوایی می لرزد . من یکی ازاینان بودم ژرالدین ٬ و در آن شبها ٬ در آن شبهای افسانه ای کودکی های تو ، که تو با لالایی قصه های من ٬ به خواب میرفتی٬ و من باز بیدار می ماندم در چهره تو می نگریستم، ضربانقلبت را می شمردم، و از خود می پرسیدم: چارلی آیا این بچه گربه، هرگز تو را خواهد شناخت؟ شنيدنی است: داستان آن دلقک گرسنه ای که در پست ترين محلات لندن آواز می خواند و می رقصيد و صدقه جمع می کرد .اين داستان من است .من طعم گرسنگی را چشيده ام . من درد بی خانمانی را چشيده ام . و از اينها بيشتر ٬ من رنج آن دلقک دوره گرد را که اقيانوسی از غرور در دلش موج می زند ٬ اما سکه صدقه رهگذر خودخواهی آن را می خشکاند ٬ احساس کرده ام. با اينهمه من زنده ام و از زندگان پيش از آنکه بميرند نبايد حرفی زد . داستان من به کار تو نمی آيد ٬ از تو حرف بزنيم . به دنبال تو نام من است:چاپلين . با همين نام چهل سال بيشتر مردم روی زمين را خنداندم و بيشتر از آنچه آنان خنديدند ٬ خود گريستم . گاه به گاه ٬ با اتوبوس ٬ با مترو شهر را بگرد . مردم را نگاه کن٬ و دست کم روزی يکبار با خود بگو :" من هم یکی از آنان هستم ." تو یکی از آنها هستی - دخترم ، نه بیشتر ،هنر پیش از آنکه دو بال دور پرواز به آدم بدهد ، اغلب دو پای او را نیز می شکند . و وقتی به آنجا رسیدی که یک لحظه ، خود را بر تر از تماشاگران رقص خویش بدانی ، همان لحظه صحنه را ترک کن ، و با اولین تاکسی خود را به حومه پاریس برسان . من آنجا را خوب می شناسم ، از قرنها پیش آنجا ، گهواره بهاری کولیان بوده است . در آنجا ، رقاصه هایی مثل خودت را خواهی دید . زیبا تر از تو ، چالاک تر از تو و مغرور تر از تو . آنجا از نور کور کننده ی نورافکن های تآتر " شانزلیزه " خبری نیست . اعتراف کن دخترم . همیشه کسی هست که بهتر از تو می رقصد .
.......................................................................................................................... دو روز مانده به پايان جهان تازه فهميد كه هيچ زندگي نكرده است.تقويمش پر شده بود و تنها دو روز، تنها دو روز خط نخورده باقي بود.پريشان شد و آشفته و عصباني نزد خدا رفت تا روزهاي بيشتري از خدا بگيرد. داد زد و بد و بيراه گفت . خدا سكوت كرد . جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت . خدا سكوت كرد . آسمان و زمين را به هم ريخت . خدا سكوت كرد.به پر و پاي فرشته و انسان پيچيد خدا سكوت كر د. كفر گفت و سجاده دورانداخت. خدا سكوت كرد . دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد . خداسكوتش را شكست و گفت : عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت . تمام روزرا به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادي . تنها يك روز ديگر باقي است. بيا و لااقل اين يك روز را زندگي كن. لا به لاي هق هقش گفت : اما با يك روز با يك روز چه كار مي توان كرد؟ خدا گفت : آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويي هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمي يابد هزار سال هم به كارش نمي آيد.آنگاه سهم يك روز زندگي را در دستانش ريخت و گفت : حالا برو وزندگي كن.او مات و مبهوت به زندگي نگاه كرد كه در گودي دستانش مي درخشيد. اما مي ترسيد حركت كند . مي ترسيد راه برود . مي ترسيد زندگي از لا به لاي انگشتانش بريزد . قدري ايستاد ... بعد با خودش گفت : وقتي فردايي ندارم، نگه داشتن اين زندگي چه فايده اي دارد؟ بگذارد اين مشت زندگي را مصرف كنم. آن وقت شروع به دويدن كرد زندگي را به سر و رويش پاشيد . زندگي را نوشيد و زندگي را بوييد . چنان به وجد آمد كه ديد مي تواند تا ته دنيا بدود، مي تواند بال بزند،می تواند پا روي خورشيد بگذارد او در آن يك روز آسمانخراشي بنا نكرد، زميني را مالك نشد، مقامي را به دست نياورد، اما اما در همان يك روز دست بر پوست درختي كشيد، روي چمن خوابيد، كفشدوزدكي را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايي كه او را نمي شناختند سلام كرد و براي آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد . او در همان يك روز آشتي كرد و خنديد و سبك شد . لذت برد و سرشار شد و بخشيد. عاشق شد و عبور كرد و تمام شد. او در همان يك روز زندگي كرد، اما فرشته ها در تقويم خدا نوشتند : امروز او درگذشت. كسي كه هزار سال زيسته بود!
|
|
جملات زیبای انگلیسی با ترجمه فارسی
love is wide ocean that joins two shores |
|
|
عشق اقيانوس وسيعي است که دو ساحل رابه يکديگر پيوند ميدهد
life whithout love is none sense and goodness without love is impossible زندگي بدون عشق بي معني است و خوبي بدون عشق غير ممکن
love is something silent , but it can be louder than anything when it talks عشق ساکت است اما اگر حرف بزند از هر صدايي بلند تر خواهد بود
love is when you find yourself spending every wish on him عشق آن است که همه خواسته ها را براي او آرزو کني
love is flower that is made to bloom by two gardeners عشق گلي است که دو باغبان آن را مي پرورانند
love is like a flower which blossoms whit trust عشق گلي است که در زمين اعتماد مي رويد
love is afraid of losing you عشق يعني ترس از دست دادن تو
no matter what the question is love is the answer پاسخ عشق است سوال هر چه که باشد
when you have nothing left but love than for the first time you become aware that love is enough وقتي هيچ چيز جز عشق نداشته باشيد آن وقت خواهيد فهميد که عشق براي همه چيز کافيست
love is the one thing that still stands when all else has fallen زماني که همه چيز افتاده است عشق آن چيزي است که بر پا مي ماند
love is like the air we breathe it may not always be seen, but it is always felt and used and we will die without it عشق مثل هوايي است که استشمام مي کنيم آن را نمي بينيم اما هميشه احساس و مصرفش مي کنيم و بدون ان خواهيم مرد | |
So long, no see
خیلی وقته همدیگه رو ندیدیم
None of your business
به شما ربطی نداره
Mind your own business
سرت تو کار خودت باشه
That's kind of you
نظر لطف شماست
Say hello to ... for me
سلام منو به ... برسون
If some one feels that they had neer made a mistake in their life
Then it means they had never tried a new thing in their life.
EINSTEIN
-اگر شخصی فکر کند که در زندگی هیچ اشتباهی نکرده است
به این معنی است که هرگز برای راه تازه ای در زندگی سعی نکرده است.
انشتین
If some days your dignity came down don't give up hope because the sun every evening sets to rise tomarrow's morning.
اگر روزگاری ، شأن و مقامت پائین آمد نا امید مشو ، زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پائین میرود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید .
The most powerfull people is whom that controls his anger.
نیرومندترین مردم آن است که خشم خود را نگه دارد .
In the world the unique funds of prosperity is kindness.
در جهان یگانه ، مایه نیکبختی انسان محبت است .
One who praise you by things you don’t have in success and prosperity days,000 will not hesitate to lie in separation days.
کسی که در ایام موفقیت و خوشی تو را ثنا گوید با آنچه در تو نیست ، البته در روز ناسازگاری و اقتراق هم از دروغ و بهتان در حق تو دریغ نخواهد داشت .
I came to this world , of necessity and lived amazement and will go reluctantly.
به ضرورت آمدم در این جهان و به حیرت زیستم و به کراهت می روم
Every one who is seeking others prosperity , finaly will gain his prosperity.
هر کس در طلب خیر و سعادت دیگران باشد بالاخره سعادت خودش را هم به دست خوهد آورد .
Don't consider a little thing humble which may overcom you.
هیچ کوچک را حقیر مشمارید باشد که از شما فزونی یابد .
Don't forget the kindness and don't consider it humble.
محبت را فراموش نکنید و آن را ناچیز مشمارید .
Examine a man by his action not his words.
امتحان کنید مرد را به فعل او نه به قول او .
See in the mirror . if you are beautiful , act as your beauty . if you are not beautiful , don't add bad action to your ugly face.
در آئینه نگاه کن اگر صورت زیبا داری کاری مناسب جمالت انجام بده اگر قیافه ات نامتناسب است زشتی کردار را به زشتی صورت میفزا
If you want to know nature of someone , consult with him to be familiar with his justice, oppression and evil.
اگر بخواهی طبع کسی را بشناسی با او مشورت کن تا به عدل و جور و شر او واقف گردی .
Unpatiense do not free the human from pain but it is a new pain which the human adds to his other pain for his mortality.
بی صبری انسان را از هیچ رنجی نمی رهاند بلکه درد تازه ایست که انسان برای از پا درآوردن و نابود ساختن خود بر سایر دردهای خویش می افزاید .
Every body's foolishness will be known by two things:first,say things which are not asked,seconb' to speak more than necessity.
نادانی هر کس به دو چیز دانسته شود ، اول خبر دهد و بگوید چیزی که از او نپرسیده اند ، دوم با سخن گفتن زیادتر از حد ضرورت .
Act your promise to gain two superiority , the trust and munificence.
آن چه وعده کردی وفا کن تا حائز و فضیلت گردید
Life without love is impossible . world is like a cemetery for people who don't have love
زندگی بی عشق محال است . برای مردم بی عشق دنیا حکم قبرستان وسیعی است
Behaviour excellencies should be gain for beauty and health of soul, not for fear of punishment.
فضایل اخلاقی نه به امید مکافات و نه از ترس مجازات بلکه برای خاطر صحت و جمال روح باید اکتساب شود .
Excellence is similarity of soul to its highest kind, means its similarity to GOD.
فضیلت عبارتست از مشابهت روح به مثال اعلی یعنی مشابهت او به خدا
There are two power in the world , sword and policy. Most of the time sword is defeated by policy.
در دنیا دو نیرو هست : شمشیر و تدبیر ، بیشتر اوقات شمشیر مغلوب تدبیر شده است .
Do not request quickness of the work but try for its goodness because people will not ask you how long you did it , they search for perfect work .
سرعت و تندی کار را مجوی بلکه خوبی و برگزیدگی آن را سعی کن ، زیرا که مردم از تو نپرسند در چه مدت کار ر انجام دادی بلکه خوبی و بی نقصی آن را میجویند .
Do not expect speed of the act but request goodness of the action because the goodness as been asked not the speed .
سرعت در عمل را نخواهید بلکه نیکویی عمل را بخواهید که بعد از فراغ از نیکویی عمل پرسیدند نه از سرعت آن .
Never go to meet the person which don't has attention to you and don't speak with whome which don't belives your saying and don't say any words to whome which don't listen to you.
به دیدن کسی که با تو سر سنگین است نرو با کسی که سخنت را تکذیب کند گفتگو مکن برای کسی که گوش ندهد حرف نزن .
The most sagacious people are the most powerfull.
خردمندترین مردم ، قدرتمندترین هستند .
When Alexander asked plato for ministry , he refused and said ; Don't forget GOD , Keep promise , Keep faith , gain knowledge , suppress the anger , conceal evil , refuse bad friends , Keep away selfishness , grant to oppressed , gain the paradise .
بعد از آن که اسکندر افلاطون را برای وزارت خواست و قبول نکرد به او گفت : یاد دار خدا را ، نگاه دار وفا را، سخت دار دین را ، گرد کن علم را ، بخور خشم را ، بپوش شر را ، ببر همنشین بد را، بردار خود را ، بده مظلومان را ، بشان بهشت را .
He looks at me Left Left!
چپ چپ نگاه میکنه!
I die for your height and top!
قربونه قد وبالات!
Ate my head!
سرمو خورد!
He has grown a tail!
دم در آورده!
On my eyes!
به روی چشمم!
Light up my homework!
تکلیف منو روشن کن!
Don't hit yourself into left Ali Street!
خودت رو به کوچه علی چپ نزن!
To my death?!
مرگ من؟!
I ate the ground and my father came out!
خوردم زمین، پدرم در اومد!
Take away the person that washes your dead body!
مرده شورتو رو ببرن!
Pull your carpet out of the water!
گلیمتو رو از آب بکش!
I'll hit you so hard that electricity will pop out of your eyes!
انقدر سفت بزنمت که برق از چشمات بپره!
His/Her donkey passed over the bridge!
خرش از پل گذشته!
What kind of dirt should I put on my head?!
چه خاکی به سرم بریزم؟!
The neighbor's chicken is a goose!
مرغ همسایه غازه!
Marriage is an uncut watermelon!
ازدواج هندونه ای نبریده است!
Happiness has been hitting you under the belly!
خوشی زده زیر دلت!
Don't drop worms!
کرم نریز!